تبليغاتX
نیمدری - عصبانیت و انزجار روحانیت

نیمدری

از همه در

این بار گویا ماجرا کمی متفاوت است. زیرا آقای ریئس جمهور با افاضات اخیر خویش در باب   وضعیت اقتصاد و امام غایب، زنگ خطر را در میان بزرگان مذهبی، دوستان و علاقمندان نظام  به صدا درآورده است. حالا دیگر ایشان مزید بر اینکه  نسبت به وضعیت آقای ریئس جمهور و باورهای او در این عالم واقعیت سوال دارند، کنون  بارها بیشتر نگرانند از این که دیگر تا چه مقدار شرایط باید بحرانی شود تا مقام رهبری بخواهند اقدام به اعمالی نمایند که حافظ نام و شان روحانی شان باشد.

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین آقای ریئس جمهور در سخنرانی خود در شهر مذهبی قم، تلاش کرد تا تمام اتهامات و انتقادات وارد بر دولت مطبوعش را یک سره رد کند و برای این منظور همه چیز و همه کس را مسئول بداند الا شخص خودشان را. و این در صورتی است که به قول دانش جعفری وزیر معزول اقتصاد؛ تمام مسئولیت با شخص رئیس جمهور است و ایشان به دلیل بسته بودن در اتاقش به روی مشاوران و متخصصان امور، می بایست بار گناهان حاصل ار ضرر و زیان مردم را تنها و بی شریک به دوش بکشند.   

گرچه این نوع انتقادات از سوی اقتصاد دانان و مدیران عالی کشور دیگر همه گیر شده است و همه جا می توان آن را شنید اما در خصوص روحانیت اوضاع تا اینجای کار، به گونه ای دیگر بوده است.

پیوستن جامعه روحانیت، به صف طویل مخالفان ، واقعه ای است قابل بررسی و از بسیار جهات مهم. آیت الله مهدوی کنی درست دو روز پس از سخنرانی احمدی نژاد در سمینار امام جماعات، به درشتی گفتار و رفتار احمدی نژاد را به باد انتقاد گرفت و گفت: " دولت باید برای رفع مشکلات اقتصادی مردم تمام توان و همت خود را به کار بگیرد. گذاردن بار گناهان به دوش دیگران راهگشای این معرکه نیست و معجزه نمی کند." در ادامه این واکنش، مراجع تقلید و علمای  دیگری نیز نگرانیهای اقتصادی خودشان را بروز دادند.

آیت الله مکارم شیرازی بزرگ که به کرار در مقالات پیشین به معرفی ایشان و نوادگانشان پرداخته ایم هم نتوانستند ساکت بمانند و نهایتاً به جمع منتقدان دولت پیوستند. ایشان در اظهاراتشان چنین فرمودند که؛ " از هر گوشه و کناری صدای اعتراض مردم به اوضاع تورم و گرانی به گوش می رسد، مخصوصاً در اعتراض به قیمت مسکن." ایشان به صحبتهای رئیس جمهور در خصوص منتقدین و مخالفان برنامه هایش، به شدت تاخت و افزود، " گاهی چنین گفته می شود که اگر در خصوص گرانیها صحبت شود آن وقت دولت تضعیف می شود، نه چنین نیست چراکه اگر مشکلات اقتصادی مردم مرتفع نشود آنوقت مشکلات سیاسی و فرهنگی بالا می گیرد و اوضاع بهم می ریزد."

آیت الله موسوی اردبیلی هم در میان نتوانستند سکوت اختیار کنند و فقط تماشاگراین اوضاع اسفبار باشند، ایشان نیز، روزه سکوت خویش، چنین گشودند: گرانیهای دردناک اخیر دیگر شعار نیست آنها قابل حس اند در هر قدم از زندگی.

عدم رضایت از عملکرد ضعیف دولت و شخص رئیس جمهور شاید دلیل عمدهء اصرار ایشان به ارتباطش با "عالم غیب" باشد. احمدی نژاد در سخنرانی روزهای آغازین اردیبهشت ماه امسال در شهر مشهد به تفصیل به عنایت حضرت امام مهدی و مداخله و پشتیبانی این حضرت از رفتار روزانه و عملکرد اقتصادی خود پرداخت. احمدی نژاد در ادعاهایش در این خصوص اشاره به موفقیتهای شخصی خود نمود که همگی با دخالت مستقیم حضرت امام مهدی (ع) در گذشته شکل گرفته است.

اظهارات آقای ریئس جمهور موجب انتقادات شدید آیت الله، الله به دشتی نیز  شد. ایشان به صراحت فرمودند: "در دوران قبل از ظهور مجدد حضرت امام (ع) بسیار سیاستمدارانی می باشند که به دروغ ادعا می کنند دروازهء رسیدن به آن قدرت الهی می باشند، که ما باید از آن بسیار هوشیار باشیم".

آیت الله، الله به دشتی در بخش دیگری از انتقادات خویش چنین اظهار داشتند که، " این وظیفه روحانیت است که درمقابل این جریانها ایستادگی کند. مجلس باید برخورد بکند با چنین مواضع آقای ریئس جمهور." این اظهارات تند و به واقع صریح فقط به این جا ختم نمی شوند و در ادامه دیگر روحانیون ناراضی  نیز از خود واکنش نشان می دهند. آقای حجت الاسلام غلام رضا مصباحی مقدم سخن گوی جامعه روحانیت نظامی  آشکارا اظهارات احمدی نژاد را به تمسخر می گیرد و می گوید" به طور قطع حضرت مهدی، تورم بیست درصدی را تایید نمی کنند و از این بابت راضی و خشنود نمی باشند و قطعاً از این ماجرا حمایت هم نمی کنند. کشور دچار گرفتاریها و اشتباهات و قضاوتهای بیمار است."

این انتقاد شدید آقای مصباحی بسیار بر شخص ریاست جمهور گران آمد و نهایتاً منجر به برکناری ایشان از پست سازمانی شان گردید. نکته نهفته و ظریف در جامعه کوچک روحانیون معترض، چنین است که به اندوه و تاسف باید نتیجه گرفت این صدای مخالف و شجاعانه کمتر از میان روحانیون در استخدام مقام رهبری شنیده می شود. این رویه تصفیه حساب در بزرگترین مرکز اسلامی کشور و حتی منطقه، به طور حتم نمی تواند در ادامه جریان مستقل و محترم روحانیت قم مفید باشد. آیا ایرانیان مسلمان و معتقد می توانند اجازه دهند که اصول اخلاقی انقلاب اسلامی در روابط  مقام رهبری و تبلیغات خنده دار رئیس جمهور چنین به سادگی به سرعت، به یغما رود.

به سادگی  درک دولت از مقاومت گروههای معترض مشهود است، دولت و سیستم حاکم، نیک در یافته است که با مخالفت  جامعه روحانیت نمی تواند مثل دیگر فرقه های مخالف برخورد نماید. دوستان روحانی و حامیان اصول گرای روزهای اول، حالا منتقدانی جدی شده اند و نمی توان قضاوتهای ساده لوحانه و بعضاً کفر آمیز ایشان را نادیده گرفت. همانطور که آیت الله مهدوی کنی می گوید؛" من به  آقای احمدی نژاد گفتم: روحانیت را ابزار فرض نکنید. ما مبارزه کردیم و مبارزه می کنیم،  با فساد و یا هر چیز دیگری که در تقابل با منافع اسلام و کشور باشد. شما هم توقع نداشته باش از ما که دولت را ستایش کنیم."

اما این صدای اعتراض نسبت به خیل عظیم جامعه روحانیت، هنوز بسیار کم حجم و کم قدرت می باشد، پس چرا بیشتر مقامات بلند پایه مذهبی و روحانی در سکوت می باشند؟ چرا توان مقابله با چنین ریئس جمهور بی خرد، پر اشتباه و آبروبری وجود ندارد؟ چرا مقام رهبری در سکوت نشسته و این موجود خجالت آور را که دائماً موجب شرمساری اسلام و کشور بوده است را تحمل می کند؟ اراجیف و خیالبافیهای این آقا در خصوص اعتقادات مهم و حساس مردم  تا کجا می بایست شنیده شود و بی پاسخ بماند؟ غیر قابل باور می باشد که رهبر مذهبی مردم ایران با چنین احاطه ای بر تاریخ و علوم اسلامی بتوانند این حرفهای کفر آمیز را بشنوند و دم بر نیاورند. آیا وقت آن نشده است تا مقام رهبری از خود عکس العمل درخوری نشان دهند و در راه نجات اعتقادات مردم مذهبی تحت رهبری شان هم که شده تکلیف را با این نوع فرصت طلبان آخرت فروش سیاسی کار، یک سره نمایند؟ شاید هم ایشان عقب نشسته اند و ترجیح می دهند در عوالم روحانی خود و در کنج عزلت، روزهای مانده عمر، سپری کنند.هر چه هست باشد، تنها ایشان بهتر است هوشیار باشد که  کشور را تسلیم خرافه پرستانی، قلابی کرده اند که با افکار مصموم خود شرایط تمسخر اسلام و مسلمین و ایران عزیز را فراهم آورده اند. و این تازه در خوشبینانه ترین حالت ممکن است، زمانی که ایشان را یک خطرناک شخصی نپنداشته ایم.

 

احمد طباطبایی، شانزدهم خرداد ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:46 توسط نیمدر| |