تبليغاتX
نیمدری - کودتای آرام

نیمدری

از همه در

 

بیایید به دور از هرگونه هواداری و یا تعصب و تنفر شخصی،  یکی از مهمترین دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی را به بوته نقد و تحلیل بگذاریم. و آن موضوع بی شک چیزی نیست جز برقراری یک " هماهنگی نسبی " در ساختار قدرت. شاید یکی از بارزترین نمودهای حاکمیت جمهوری اسلامی بعد از فروپاشی حاکمیت پهلوی( که از حمایتهای آشکار و پنهان آمریکا سود می برد)، برقراری "برابری نسبی" و هماهنگی در ساختار هرم قدرت بوده باشد. رهبری در راس امور و به عنوان قدرت مطلقه، گرچه همان نقش سیاسی " شاه " را به عهده دارد اما ساختار زیر دستی آن بسیار بیشتر با مردم گرفتار در تماس است و راه ورود اقشار پایین تر جامعه به ساختار قدرت، تا حدودی باز تر است و این مقایسه صد البته که تنها با نظام پیشین ایران است و نه دنیای گشاده و آزاد. شاید بتوان این طور گفت که : " تناسب قدرت کمی معتدل تر از شکل رژیم گذشته در چارچوب سیاسی جامعه نقش بسته است".

سیستم ناظر و کنترل کننده در این حاکمیت جدید، گرچه خیلی هم هماهنگ و منظم کار نمی کند اما به نوعی طراحی شده است که هرگز یک شخص نتواند برعلیه کل سیستم شورش کند و قدرت را سرنگون سازد. گرچه این نوع ساختار با آنچه مردم و جامعه روشنفکری ایران انتظار دارند بسیار فاصله دارد اما در یک مفهوم می توان آن را ستود و مشخصاً اشاره کرد که ایران در شکل گیری ساختار قدرت دچار نظم بیشتری شده است.

در کنکاشهای اخیرم در این باره، موضوع مهمی دستگیرم شد که به گمانم می باید خوانندگان و یاران باوفای یک سال گذشته را با آن آشنا سازم. در نگاه نخست، شاید این موضوع کمی دور از باور عامه پسند به نظر آید اما شواهد و نشانه ها آنقدر گواه این ادعا هستند که هر ذهن آزاداندیشی در پذیرفتن این ماجرا تردید و تشویش نخواهد داشت. و این مهم، همان میل وافر تنها شخصی است که در تمام دوران حیات رژیم اسلامی توانسته است رهبری و ساختار حاکمیت تحت کنترل او را به چالش هوشمندانه ای بکشد و بیشتر از سهم تعریف شدهء خود در قانون اساسی درخواست قدرت نماید و در طلب این زیاده خواهی به بهترین نحو سیاست بورزد.

محمود احمدی نژاد با ابعاد شخصیتی بسیار عجیب و غریب و به معنا " نادر " خود در تمام مدت ریاست جمهوریش موضوع تحلیلهای بسیاری قرار گرفته است اما کمتر کسی در خصوص میل بی حد و انتهای ایشان برای حاکمیت مطلبی در خور ارائه کرده است. رفتارهای پیش بینی نشده و غافلگیر کننده این سیاستمدار چنان مطبوعات را به خود مشغول کرده است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی معروف و کارکشته هم از درک عمق رفتار این کرکتر کمیاب، باز مانده اند.

برخورد احمدی نژاد با  " پور محمدی " در وزارت کشور حائز کمال اهمیت  بود. دستیابی او به اطلاعاتی که حکایت از بی علاقه شدن رهبری به ادامه خدمت ایشان در مقام ریاست جمهوری داشت، باعث شد تا آقای ریس جمهور با کمال خون سردی  دستور به تغییر وزیر کشور بدهد. و از قدرت خویش در اعتراض به این نوع تفکر رهبری، نهایت بهره را ببرد.

اما این خط و نشان کشیدنها در اینجا پایان نگرفت، بلکه احمدی نژاد تغییر وزیر کشور را کافی ندانست و در حرکت بعدی خود، با پیش راندن عباس پالیزدار و افشای اطلاعات محرمانه سران مذهبی و معمم حاکمیت، چنان جدی زنگ خطر را برای  رهبری و دیگر بزرگان به صدا در آورد، که دیگر نمی توان رفتار سیاسی او را با دیگر رئیس جمهورهای تاریخ جمهوری اسلامی مقایسه کرد و البته تا آنجا که حافظه یاری می دهد و تاریخ نشانی، در این زمان تقریبا سی ساله نه تنها هیچ رئیس جمهوری، چنین جرات جسارت به خود نداده است که هیچ مقام مسئول و بلند مرتبه ای هم نتوانسته است، اینگونه و با این جسارت، ساز مخالف بزند.

احمدی نژاد، بارها در رویارویی با خبرنگاران و سیاستمداران داخل و خارج، نشان داده است که تحمل هیچ گونه انتقادی را ندارد و آنکه سخن مخالف نمیتواند شنیدن، یقیناً  رفتاری خودسرانه دارد. و البته که از آمیزش خودسری و قدرت، فرزندی غیر از " دیکتاتور " به دنیا نمی آید. باورهای مذهبی افراطی او دلیل دیگری است که نمی توان  به سادگی از آن گذشت. وی در رفتار لجوجانه خود با دیگر افراد و اقوام سیاسی، خود را به عنوان تهدیدی جدی مطرح می کند. درک چرایی این همه سرسختی، آنقدرها هم دشوار نیست. چنین به نظر می آید که وی  با اصرار بسیارش بر روی مسائل مذهبی و بحثی که در رابطه با ارتباط شخصی اش با حضرت مهدی (ع) مطرح می کند، هوشمندانه رهبری و اعتبار مذهبی ایشان را در نزد مردم به چالش گرفته است.

اشارات پالیزدار به قوم معمم مذهبی فاسد که همگی از رفقای گرمابه و گلستان سالیان دراز مقام رهبری می باشند، بسیار حساس ومهم و ارزیابی می شود و این درحالی است که آقای احمدی نژاد در این سیاست ورزی اش، عنصر زمان را نیز به خوبی در یافته است و در کلام ساده تر " به موقع " عمل می کند. بی اعتبار کردن مردان قدرتمند مذهبی که اساساً کارنامه ای قابل قبول و دوست داشتنی در نزد مردم ندارند، بسیار جسارت می طلبید که بدون شک در نزد هیچ کدام از سیاستمداران امروز داخل حاکمیت نمی توان چنین بی پروایی و جسارتی را سراغ گرفت اما احمدی نژاد به کمک رابطهء محکم و پایدار خود با استاد و پیر معنوی اش "جناب مصباح یزدی" توانسته است چنین گامهای بلندی بردارد.

بی اعتبار کردن " ناطق نوری " به عنوان فردی فاسد در دستگاه رهبری و مسئول اداره بازرسی دفتر مقام رهبری؛ [کسی که می بایست چشم و گوش باز رهبری در امور مملکت داری باشد] خود نشان از قدرت چالشگر احمدی نژاد در ساختار حاکمیتی است که برای سه دهه هرگز چنین به چالش گرفته نشده بوده است.

البته شاید عده ای معتقد باشند، دلیل اصرار ایشان برای اثبات ارتباط معنوی خود با حضرت قائم (ع) چیزی بیش از فرار از انتقاد و سئوال و جواب فردای قدرت نیست اما چنین نظری بسیار ساده انگارانه است و بهتر است ماجرا را این قدر هم " ساده " نپنداریم. اصرار اینجانب در طرح و تحلیل حرکتهای سیاسی احمدی نژاد و پافشاریهای تامل برانگیز وی در مسایل مذهبی، تنها در راستای حصول یک درک بهتر و عمیق تر از رفتارهای غیر قابل پیش بینی این مرد کوچک اندام در سیاست است.

طبق تحلیل و اشاراتی که در ولایت مخفی (مقالهء پیشین) ارائه شد باید خاطر نشان شوم که ساختار سیاسی قدرت در ایران در حال تغییر است و رهبری فعلی ایران با آگاهی از این موضوع چرا می بایست به چنین موضوع کودتا گونه ای تن در دهد؟

آیا این نوع رفتار ساکت و بی انگیزه رهبری، به این خاطر  است که ایشان هم در دستان مدرسه حقانی و مرد اجرایی این تفکر ظالمانه، اسیر و گرفتار آمده است؟ و یا شاید به دلایل دیگری ایشان نمی تواند از قدرت خود استفاده کند و تکلیف کار را با این جماعت خرافی و خطر ناک به پایان برساند؟ 

رهبری باید بدون فوت وقت برای نجات کشور و ساختار سیاسی تعریف شده در قانون اساسی مورد قبول خود از اختیاراتش، به بهترین شکل استفاده نماید و قدرت را از دستان مردان خشک مغز و متحجر حقانی نجات دهد.

شخص رهبری، بیش و پیش از هر کس دیگری می داند، که اسلام نه آن است که در حقانی، تفسیر و تحلیل و تدریس می شود. بد نیست ایشان این خطر را کمی جدی تر بگیرد و تا زبانه های این آتش، خانه و کاشانه مان را در دامن بی رحمش، بر باد نداده، این شعله تحجر را با صلاح تدبیر خاموش کند.

احمد طباطبایی

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 3:39 توسط نیمدر| |